جایگاه تحلیل و استدلال در نظام نوین آموزش و پرورش

آموزش و پرورش - فرازنیوز: حرکت ذهن از معلوم به مجهول است به معلوم مطلوب بر مبنای مفروضات (مقدّمات و معدّات).
کد مطلب: 49558| زمان انتشار: ۱۳۹۳/۹/۴ ۵:۱۸:۱۰| نسخه چاپی
جایگاه تحلیل و استدلال در نظام  نوین آموزش و پرورش

به گزارش پایگاه خبری"فراز"، تمام نظامات فکری، بر مبنای دو تعامل دو سویه ی مجهول، معلوم ؛ و اطلاعات، معرفت ، صورت بندی شده ، سامان یافته اند.

این تعاملهای دوگانه ، خود در فرایند اندیشه، به تعامل با تعامل می انجامد ؛ بدیگر سخن، این دو تعامل، در روند تعاملیِ ساحت اندیشه و

صفحه ی فکرت و عمل انسانی، با هم ارتباط یافته ، همگرایی می یابند و در نهایت ، در هیأت تعاملی واحد، در مسیر واحد ِ مجهولی واحد ، راه می پویند و به معلومی واحد در مجهولی واحد  نائل می شوند.

 

نظامات فکری، به سبب نسبت شان با اندیشه و رأی، همواره با مفهوم قضاوت در کُناکُن و ارتباط اند ؛ و مفهوم قضاوت ، بر مفهوم بنیادین ِ تحلیل و استدلال مبتنی بر دو داده ی اطلاعاتی- معرفتی ، مبتنی است.

در نظامات فکری- فلسفی، بدین سبب، معلوم ، همواره از طریق تحلیل سوژه های مرتبط با مجهول، بدست می آید.

به دیگر عبارت، معلوم ، همواره در نسبت با مجهول، دریافته، و اندریافت می شود.

 

چنین معلومی،که همواره در تعامل با نقیض خویش است، معلومی بر اساس فرایند دیالکتیکی  تحلیل نخستین، و فراخوانش داده (اطلاعات-معرفت) و تحلیل سپسین، و فراخوانش داده(اطلاعات- معرفت)، و بدواً حکم بدوی، و در نهایت ، حکم نهایی است.

 

بدین معنی که ، همواره، داده های اطلاعاتی- معرفتی، پس از طرح سؤال، در نسبت با سؤال، مورد تحلیل (تأمّل و تعمّق و بررسی و

واکاوی) پی در پی و چندلایه قرارمی گیرند و مدام از لایه ای از سهش و تصوّر و تصدیق و تحلیل، به سطح و لایه ای دیگر از آن می روند و باز

می گردند  و در این میان، بر اساس تعامل اجزاء حاضر در فرایند داده-بازداده(=بازده)، ذهن، همواره به بازخوردهایی جدید در هیأت اطّلاعات یا

معارفی جدیدتر،دست می یازد. و بدین سان، در این فرایند، ذهن ، در حرکتی دائمی از سطح به عمق و از عمق به معلوم است.

روندهای تحلیلی، روندهایی نرم اند و در آن ، ذهن ، هرگزبه نقطه ای عبورناپذیر و به لفظی دیگر، تحلیل ناپذیر، نمی رسد؛ و بر این اساس،

چیزی به نام بن بست تحلیلی، با ذات و ماهیّت ذهن، در تناقض است ؛ و بل ، ذهن ، حتّی آنجا که به مفهومی و معلومی روشن دست

نیازیده، در واقع، همچنان، روشن ترشده ، به مفهومی و معلومی روشن ، دست یازیده است؛ ازیرا ، ظلمت اساسی در ساحت نوری

اندیشه، عدم وجود و ایجاد نور تحلیل و تدقّق و تفکّر است.

 

در فرایند پرسش- تحلیل- پاسخ ، تابش ها و بازتابش های تحلیل ممکن است بدواً بزرگ ، خیره کننده ، روشنگر ، درخشان و امید بخش

نباشند ، ولیکن نهایتاً سبب روشنای جهان اندیشه و نورانیّت ساحت فکرت و تحلیل خواهند شد؛ زیرا به سهم خویش در حرکت و سلوک

انسان از مبدأ پرسش به مقصد پاسخ ، و از مجهول به معلوم ، دخیل و شریک اند و به قدر خویش ایفای نقش می کنند.

اینک، با توجّه به اهمّیّت این سازوکار تحلیلی، در نظامات مرتبط با فکر، بر نظامهای تعلیمی ، که پایگاههای نخستین زایش های فکری

رسمی و جدّی ، و انتظام دهندگان و سوائق اندیشه در بخشی بزرگ از عمر مردمان، در سطحی وسیع –و تقریباً به وسعت ممالک مسکون

زمین- اند، و دانش ها و بینش های فرآورده ی آنها، در تمامیّت جهان انسانی در زمان و پسا زمان، شیوع یافته، و ایضاً دانش ها و بینش های

آتی هر جامعه در جهان،  در سطحی جهانی، همواره از آن آغاز و بدان باز گشته ، ختم می گردند؛(چرا که  طلبه ی علم ، در آن عالم گشته،

سپس معلّم متعلّمان پس از خویش می گردد؛ و بر این بنا، تجربت علم و تجربه ی علمی، از آن آغاز شده ، بدان باز می گردد،) سخت امری

واجب و مؤکّد است که سامانه های تحلیلی خویش را با نگاهی ژرف تر ، پی گرفته، مبانی ِ تحلیل و استدلال را آن گون که شایست و

بایست است، قوام بخشیده ،به طالبان علم از همان نخست و از بدو ورود به نظام تعلیم و تربیت ، در آموزند- چرا که در اندیشه، روش صحیح

و بایسته، به نیل به اندیشه ی صواب و حکم شایسته یاری خواهد رساند ؛ و دانش آموزان، با آموختن روش های صحیح تحلیل و استدلال، با

سهولتی بیشتر به پاسخ هایی صحیح تر در معرفت و علم دست خواهند یازید.

 و بر این اساس،بازده ی علمی نظام تعلیمی – تربیتیِ کشور، رشدی فزاینده خواهد یافت و چنین متعلّمانی که از نخست، بر مبنای نظام

تحلیلی صحیح، آموزش دیده، ورزیده  شده ، و بر اساس قواعد و قوانین منتج و محکم و استوار و مستدل، می اندیشند،  در آینده، در تحلیل

ها و استدلالات  و نظریاتشان نیز چنین نظام استدلالیِ صحیح را رعایت خواهند نمود و بدین سان، اعظم و یا بخشی عظیم از مجادلات خطا و

جدل و جدالهای اشتباه و سوءتفاههمات حاصل از کژتابی های لفظی و معنایی و تحلیلی و برداشت های ناصحیح و یا حکم های باطل و

ناصواب کاهش خواهد پذیرفت.

این مطلوب ، باید که در نظام تعلیمی – تربیتی، همواره به جدّ منظور افتد تا مفروض علم و نظام تعلیم و تربیت به مطلوب آن بیانجامد.

از: علیرضاهاشمی پور(شارق)نویسنده و شاعر و نظریه پرداز فلسفه                                   

کد مطلب: 49558| زمان انتشار: ۱۳۹۳/۹/۴ ۵:۱۸:۱۰| نسخه چاپی
جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۶  ,   May 26, 2017

آخرین مطالب





سرویس ها:
دسترسی سریع:
© تمامی حقوق این وب سایت متعلق به فرازنیوز بوده و استفاده از مطالب تنها با ذکر نام منبع بلامانع می باشد.